وقتی صدای بارون می پیچه توی ناودون

پر میکشه پرستو به زیر طاق ایوون

 

وقتی پرنده صبح رو شاخه ها میشینه

خورشید خانم یه خوشه شبنم ز گل می چینه

*****

ابری ترین هوا رو تو چشم تو می بینم

شبا به زیر بارون با یاد تو میشینم

*****

وقتی که بوی بارون می پیچه توی جنگل

اقاقی از لطافت میشه یه طاق مخمل

 

وقتی که ابری میشه چشمای سبز  بیشه

دستای خیس بارون می مونه روی شیشه

*****

ابری ترین هوا رو تو چشم تو می بینم

شبا به زیر بارون با یاد تو میشینم

*****

حالا شبا که نیستی چشمای من میباره

آواز گریه هاتو بیاد من میاره

 

بعد تو دست بارون رو شونه های گل نیست

رو شاخه اقاقی جا پای سبز گل نیست